اقتصاد در صنعت موسیقی

داده های کافی درباره نوع و میزان مصرف فرهنگی وجود ندارد ؛ تحلیل مصرف فرهنگی زمانی میتواند بر مبنای نظری مبسوط و دقیق استوار گردد که نه تنها ساعت استفاده از محصولات فرهنگی بلکه محتوای مصرف نیز بررسی شود

روح اله فروزنده 95

داده های کافی درباره نوع و میزان مصرف فرهنگی وجود ندارد ؛ تحلیل مصرف فرهنگی زمانی میتواند بر مبنای نظری مبسوط و دقیق استوار گردد که نه تنها ساعت استفاده از محصولات فرهنگی بلکه محتوای مصرف نیز بررسی شود نظریه های جامعه شناختی تبیین کننده سبک زندگی و مصرف فرهنگی و پیامدهای آن مانند نظریه پیر بوردیو، ریچارد پیترسون و آنتونی گیدنز ، بینش هایی در خصوص ساخت اجتماعی و محتوای مصرف فرهنگی ارائه می کنند. در این مقاله سعی بر آن شده است که با پرداختن به تاریخچه ی کوتاهی از اقتصاد هنر و بررسی انواع سرمایه پیش زمینه ای برای شناخت و تحلیل مصرف موسیقی در بازار هنری ارایه شود ازین رو مقاله پیش روی به این نتیجه میرسد که موسیقی فرای کالای فرهنگی است و افراد آن را به عنوان بازتاب جایگاه هیجانی و هویت به حساب میآورند. موسیقی درباره ی زندگی نیست بلکه در فرایند ساختار زندگی ساخته شده از واکنش ها گرفته شده و به خود و ذهنیت فرد باز میگیردد. مصرف موسیقی هنگامی معنی مییابد که دنیای آنها از منظر زیبائی شکل خود را از دست داده و برای بازسازی آن از موسیقی استفاده میکنند. در موارد دیگر برای هیجان و عده ای نیز به عنوان یک عامل زیباشناختی آن را مصرف می.کنند موسیقی یک قسمت خوشایند یا رنجش آور از بستر و موقعیت نیست که بی اراده به آن توجه کنند .
 
مقدمه:
یکی از خصیصه های بنیادی انسان نیازمند بودن است، برهمین اساس ، انسان موجودی مصرف کننده است. این موجود برای تداوم حیات ، نیازمند مصرف کالاها و خدماتی است که نیازهای اولیه ی او را بر آورده سازد. بنابراین نیاز و مصرف همراه همیشگی انسانها در طول تاریخ بشر بوده است. اما امروز مصرف و نیاز از هم فاصله گرفته اند و شکافی بین آنها به وجود آمده ، به نحوی که دیگر مصرف انسانی مطابق با نیازهای انسانی نیست ، بلکه مصرف چیزی بیش از آن بوده و جای شکاف را مصرف گرائی پر کرده است. مصرف در پایان قرن بیستم به واقعیتی چند بعدی تبدیل شده که در کنار ابعاد و الزامات اقتصادی معانی فرهنگی و الزامات اجتماعی بسیار با خود دارد. مصرف گرایی با نمادها و علائم خاص خود امروزه نمایانگر سبک زندگی تمایلات ، تفکرات و ایده آل ها و به مثابه بازنمایی کننده ی هویت عاملان آن کارکردهای جدیدی یافته است. در عصر حاضر انسان ها تمایل دارند که کیستی خود را با کالاها و خدماتی که مصرف میکنند یا گوناگونی و تنوع مصرف به خصوص مصرف کالاها یا خدماتی که نام و مارک مشهور دارند معرفی کنند. زمانی مصرف گرائی پدیده ای مخصوص جوامع پیشرفته صنعتی و غرب بود اما امروزه به مدد گسترش رسانه های ارتباط جمعی که در بیشتر جوامع در جهت منافع نظام سرمایه داری فعالیت می کنند اکنون پدیده ای جهانی گشته است. شاید بتوان گفت که نقش رسانه های ارتباط جمعی در گسترش مصرف گرائی چیزی کمتر از نقش صنعتی شدن و تولید کالاهای انبوه در جوامع نبوده و تولید انبوه و رسانه ها دو بال گسترش مصرف گرائی به مثابه پدیده ای جهانی بوده اند. امروزه رسانه ها با پیام های اقناعی خود به یکی از ابزارهای نظام اقتصادی سرمایه داری برای یافتن مشتریانی پروپا قرص برای کالاها تبدیل شده اند. تبلیغات متعدد و متنوع که توسط متخصصان روان شناسان و سازندگان تیزرهای تبلیغاتی برای داشتن حداکثر تاثیر در مخاطب ساخته می شوند و در لابه لای برنامه های تلوزیونی و رادیویی و حتی رسانه های نوشتاری به خورد انسانها داده می شوند به دنبال اقناع افراد برای خرید کالا یا خدمات خاص تغییر در نگرش آنها و انتخاب سبک زندگی خاص آنهاست کالاهایی که افراد نیازی واقعی به آن نداشته و صرفا بر اساس ایجاد نیاز کاذبی دست به خرید آن میزنند که رسانه ها باعث آن بوده اند و این همان تمایزی است که هربرت مارکوزه بین نیازهای واقعی و کاذب انسان قائل شد و نسبت به عاملان ایجاد این نیازهای کاذب که همان رسانه ها هستند هشدار داد. با عنایت به تعاریف فوق سبک زندگی حول محور مصرف سامان می یابد. با این توضیح سبک زندگی فرهنگی مجموعه ای از رفتارهای مصرف و فعالیت فرهنگی است که روی هم رفته دارای انسجام اند و در گروه مشخصی از افراد قابل تشخیص دادن است. بسته به اینکه مصرف مادی یا فرهنگی افراد مد نظر باشد میتوان از سبک زندگی مادی با فرهنگی سخن گفت.
تاریخچه ی اقتصاد هنر 
توسعه و رشد متوازن و پایدار بر پایه ی فرهنگ و اقتصاد، از دستاوردهای بزرگی است که در کنار مفاهیمی چون فضیلت، دانش، کمال ، خلاقیت و مهارت می تواند جامعه را به سوی پیشرفت و تعالی رهنمون گردد. توسعه پایدار منجر به کاهش محرومیت ها و بروز برابری های اجتماعی اقتصادی می شود و امکانات و تسهیلاتی را فراهم می آورد که در سایه ی آن مردم می توانند با برخورداری از آرامش و امنیت و متناسب با استعداد و همت خویش در مسیر کمال انسانی قرار گیرند.جامعه شناسان فرهنگی بر این باورند که اهداف برنامه ی توسعه هنگامی تحقق خواهد یافت که با امعان نظر و عنایت به فرهنگ ملی و مذهبی جامعه و ارزش های دوام پذیر آن تدوین یافته باشد و به عبارت دیگر ضمانت اجرایی هر برنامه ی توسعه، توجه همه جانبه به جنبه های ارزشی و فرهنگی آن است. علم اقتصاد با تکیه بر قوانین و قواعد خود می تواند با تعیین مطلوبیت کالاها و یا خدمات هنری به امر پیش برد فعالیت های هنری کمک نماید. دستاوردهای فعالیتهای هنری اعم از هنرهای تجسمی و یا نمایشی و هر نوع خلاقیت و آفرینش هنری دیگر به عنوان کالا و یا خدمات، بدون ارائه به مخاطب یا مصرف کننده نمی تواند مطلوبیت یابد و در نتیجه از گسترش و توسعه باز می ماند. علم اقتصاد فرهنگ و هنر در این مناسبت با مطالعات و بررسی های خود مسیر صحیح فعالیت های هنری را در چرخه ی تولید، عرضه و مصرف نشان می دهد. اقتصاد فرهنگ موضوعی است که پا به دوران بلوغ خود گذاشته است. مدتی است که یک نشریه اختصاصی برای این موضوع به وجود آمده و اخیرا مقوله ی جدیدی تحت عنوان "اقتصاد فرهنگ" به طبقه بندی معروف نوشته های اقتصادی که انجمن اقتصادی آمریکا در مجله ی ادبیات اقتصادی منتشر می کند اضافه شده است. وضع فعلی در مقایسه با سی سال پیش بسیار جالب توجه می نماید. در آن هنگام تحلیل اقتصادی موسسات فرهنگی عملا موضوع ناشناخته ای بود و از هرگونه پیشنهادی به مدیران و کارشناسان امور هنری مبنی بر اینکه علم اقتصاد باید در بحث سیاست فرهنگی حضور داشته باشد با واکنش سردی روبرو میشد. در کشورهای توسعه یافته، اقتصاد فرهنگ و هنر بیش از سه دهه قدمت دارد. در این جا صرف نظر از مسایل مفهومی در تعریف و تعیین دامنه ی این بخش فعالیتهای منتهی به تولید و مصرف کالاها و خدماتی چون کتاب، فیلم، موسیقی خدمات نمایشی و موزه ها مورد نظر است که در حساب های ملی عموم کشورها، کمابیش اجزای تشکیل دهنده ی بخش فرهنگ و هنر تلقی می شوند)دبیرخانه  شورای فرهنگ عمومی ،۱۳۷۹( معیارهای بسیاری گواه بر این است که فعالیت های فرهنگی و هنری سهم چشمگیری در عرصه فعالیت های اقتصادی دارد. برای مثال در سال ۱۹۹۰ مصرف کنندگان آمریکایی ۵ میلیارد دلار برای تماشای تئاتر و اپرا، دیدن گالری و حضور در سایر رویدادهای هنری غیرانتفاعی خرج کرده اند )که بیشتر هزینه های انجام شده برای دیدن ورزش های پر تماشاگر بود(. همچنین۱/4 میلیارد دلار برای تماشای فیلم در سینما و 6/۱۷میلیارد دلار برای خرید کتاب پرداخته اند. اصولا به دلیل دشواری تعیین قلمرو فعالیت های فرهنگی و هنری ارائه آمار و ارقام درباره سهم آن در تولید ناخالص ملی آسان است.با وجود این نقطه آغاز اقتصاد فرهنگ را در کتاب ویلیام جی بامول و ویلیام بوون تحت عنوان هنرهای نمایشی - تناقض اقتصادی ) Performing arts,The Economic Dilemma( جست و جو کرد که در ۱۹66 منتشر شد )تراسبی ،۱۳۷۹( .
 از سده ها پیش ،حاکمان پادشاهان و متولیان ساحت ،فرهنگی به نوعی از آثار هنری و هنرمندان حمایت می کردند؛ گرچه این مورد به مانند دوران معاصر وارد یک نظام پیچیده و گسترده ی مالی و جهانی نشده بود اما این حمایت ها نتایج جالب توجهی دربرداشت. از قرن چهاردهم میلادی به دلیل توسعه ی تجارت و شکل گیری تدریجی طبقات متوسط در اروپا تاجران طبقه ی متوسط در صدد دست یابی به موقعیت های اجتماعی مشابه با اشراف قدیمی فئودال برآمدند، در نتیجه ی دامنه ی سفارش آثار هنری در اثر انباشت سرمایه های جدید رو به گسترش نهاد حمایت از هنرمندان به هر طریقی از ابتدای وارد شدن انسان به زندگی متمدنانه آغاز شد و تا همین امروز ادامه دارد. گرچه به شکل حرفه ای از قرن ها پیش «کریتورها» دلالان و واسطه گران گالری دارها و مدیران هنری فعالیت گسترده ای در این زمینه داشتند، آنچه که به شکل امروزین بازار هنرهای تجسمی حدود دو دهه در ایران سابقه داشته اما از قرن گذشته به ویژه در کشورهایی چون فرانسه، آلمان و انگلیس شکل گرفته و پیش میرفته است. در دهه های گذشته بحث بازار و «اقتصاد هنر» در غرب بسیار وسیع تر دنبال می شود. با شکل گیری خانه های حراجی و افتتاح شعبه هایی در کشورهای مختلف دنیا سبب گسترش بازار و تجارت هنر در عرصه جهانی شده است اواخر ۱۹۸۰ میلادی یک دوره رونق برای خانه های حراجی بود. با این حال در اوایل ۱۹۹۰ این بازار سقوط کرد. ایالات متحده آمریکا از کشورهای اروپایی به عنوان بزرگترین بازار هنر جهان، با سهم جهانی 4۷ در صد در سال ۲۰۰۱ پیشی گرفت این در حالی بود که در قاره اروپا بریتانیا و فرانسه پیشروان بازار هنر بودند، و در آسیا هنگ کنگ همچنان به بازار هنر تسلط داشت وجود شعبه هایی از خانه های حراجی معروف دنیا چون «کریستی» در هنگ کنگ، گواه بر این موفقیت است. همچنین برگزاری نمایشگاه های هنر، شاخص بسیار مهمی در بازار هنری هنگ کنگ است. نمایشگاه هنری آسیا را شرکت آمریکایی نمایشگاه های بین المللی هنر که بزرگترین شرکت تجاری آثار هنری دنیاست بنیاد نهاد. در برگزاری اولین نمایشگاه بیش از ۸۰ گالری دار خارجی شرکت کردند حجم دادوستد در این نمایشگاه بالغ بر ۲۵ میلیون دلار شد در عین حال هنوز در آنجا آثار هنری دیگری هم هست که ارزش آنها برابر با همین مبلغ است و میتوان سفارش خرید داد .ثروت و مکانیسم بخش خصوصی است که در تنظیم و گسترش فعالیتها و برنامه های هنری مؤثر است. میزان فروش و گردش معاملات صنعت فرهنگی در آمریکا بالغ بر ۱۹۵٫۷ میلیارد دلار است که این رقم تقریبا معادل 4۰% از کل بازار بین المللی صنعت فرهنگی است. 
و انواع آن
در اقتصاد سرمایه ها به پنج دسته اقتصادی ،انسانی ،اجتماعی، فرهنگی و نمادین تقسیم می شوند که البته شناسایی و تفکیک این دسته ها چندین قرن زمان برده است.
سرمایه اقتصادی 
هر فردی مجموعه ای از سرمایه های اقتصادی مالی و فیزیکی دارد . خودروی شخصی، حساب بانکی، زمین و کارخانه و ... نمونه هایی از سرمایه اقتصادی است در واقع سرمایه دو کارکرد اصلی دارد: ابزاری برای اعمال قدرت و ابزاری برای جلب منفعت است. هر وقت اسم سرمایه- از هر نوعی- را می آوریم یا می خواهیم بدانیم که چیزی سرمایه است یا نه باید ببینیم دارای این دو کارکرد هست یا نه ما با سرمایه اقتصادی می توانیم اعمال قدرت کنیم، یعنی می توانیم یک ساختمانی برای گالری تأسیس کنیم تصمیمات انسان ها را عوض کنیم چیزی را بسازیم یا خراب کنیم. 
سرمایه انسانی 
سرمایه انسانی توانایی های تخصصی و فنی و کارآمدی های فرد است که حاصل انباشت دانش و تجربه در اوست. هرچه فرد تحصیلات و تجربه اش در فعالیت ها بالا رود و مهارت پیدا کند، توانایی و کارآیی او در فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و تولیدی بالا می رود. وقتی فرد یک کارگر ساده باشد سرمایه انسانی او پایین است اما وقتی بر اثر تجربه زیاد، یک کارگر ماهر می شود سرمایه انسانی بالاتری دارد. همچنین وقتی به علت تحصیلات تبدیل به یک تکنسین و بعد از آن تبدیل به یک مهندس یا متخصص دیگری می شود باز سرمایه انسانی او افزایش می یابد. یعنی فرد در اصل یک نفر است ولی با کسب مهارت یا تخصص، بیش از یک نفر معمولی می تواند تولید کند.
 
 
فرهنگی
نوع دیگر سرمایه سرمایه فرهنگی است. در سطح فردی هرچه دانش یک فرد افزایش یابد، توانایی های فرهنگی اش افزایش یابد، هنرمند باشد، آداب معاشرت بداند، تاریخ را خوانده باشد، شعر بیشتری حفظ باشد و ... او سرمایه فرهنگی بیشتری دارد .
سرمایه انسانی و سرمایه فرهنگی با یکدیگر قرابت زیادی دارند. بخشی از آنچه که سرمایه انسانی ما را می سازد مثل دانش سرمایه فرهنگی ما را هم میسازد. زمانی که یک فرد دانش بالایی دارد، هم نوعی اعتبار فرهنگی دارد که سرمایه محسوب می شود و به وسیلهٔ  آن میتواند جلب منفعت یا اعمال قدرت کند، و هم به وسیلهٔ   دانشش میتواند در فعالیتهای اقتصادی کارآمدتر باشد، پس سرمایه انسانی هم دارد. بنابراین سرمایه انسانی که اقتصاددانان بیشتر بر آن تأکید می کنند و سرمایه فرهنگی که جامعه شناسان بیشتر بر آن تأکید می کنند با یکدیگر قرابت و همپوشانی دارند و در جاهایی این هر دو یکی می شوند. زمانی که دانش در کارخانه استفاده میشود سرمایه انسانی میشود و زمانی که به عنوان مناسبات با انسانهای دیگر استفاده میشود سرمایه فرهنگی می شود. پس سرمایه فرهنگی یک فرد، مجموعه دانش ،اطلاعات توانایی های فنی، تخصصی و علمی او است)رنانی) ۱۳۹۳( در سطح ملی، سرمایه فرهنگی تمام محصولات فرهنگی آن ملت چون هنر، ادبیات موسیقی و آثار باستانی او است که به اعتبار آن ها می تواند اعمال قدرت یا جلب منفعت کند بنابراین در گالری، مجموعه ای از آثار وجود دارد که این آثار به نوعی سرمایه فرهنگی است. اشکال سرمایه فرهنگی خود به دو دسته تقسیم میشود که عبارتند از: 
۱- سرمایه فرهنگی ملموس: بناها، محل ها، مکان ها، مناطق، آثار هنری مثل نقاشی ها و مجسمه ها 
۲- سرمایه فرهنگی ناملموس: به صورت سرمایه معنوی به شکل ایدهها ،اعمال، عقاید و ارزش هایی هستند که در یک گروه مشترک است.
اجتماعی
نوع چهارم سرمایه، سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی قابل مشاهده نیست اما وجود دارد. سرمایه اجتماعی در سطح یک فرد به تنهایی وجود ندارد. یک فرد ممکن است در یک جزیره به تنهایی زندگی کند و سرمایه فرهنگی و اقتصادی و انسانی داشته باشد اما نمی تواند سرمایه اجتماعی داشته باشد. سرمایه اجتماعی همانطور که از اسمش پیداست زمانی شکل می گیرد که اجتماعی وجود داشته باشد. نخستین سطح شکل گیری سرمایه اجتماعی وقتی است که دو فرد در تعامل و همکاری با هم وجود دارند مفهوم سرمایه اجتماعی چیست؟ به طور ساده زمانی که ما به یکدیگر اعتماد یا کمک میکنیم زمانی که صداقت می ورزیم، زمانی که با هم در احزاب انجمن ها و گروه های محلی مشارکت می کنیم، زمانی که قوانین رانندگی و سایر قوانین را رعایت می کنیم و .....، سرمایه اجتماعی شکل می گیرد. جامعه شناسان، سه شاخص برای سرمایه اجتماعی معرفی می کنند: اعتماد، مشارکت و همیاری . مشکل امروز ایران عمدتا کاهش و تخریب سرمایه اجتماعی است؛ یعنی اگر اقتصاد رشد نمی یابد، جهشی ندارد، سرعت نمی گیرد اگر توزیع پول اثری بر تولید ندارد و اگر وام دادن اشتغال را بهبود نمی بخشد ناشی از این است که سرمایه اجتماعی وجود ندارد .
سرمایه نمادین
سرمایه های نمادین عبارتند از انواع سرمایه های ،اقتصادی انسانی فرهنگی و اجتماعی که به سمبل و نماد تبدیل شده اند و از طرف عموم مردم شناخته شده اند و به یک افتخار و نماد ملی تبدیل شده اند و چیزی از جنس احترام و افتخار در آنها تبلور یافته است. یعنی زمانی که اسم آنها را می شنویم یا آنها را می بینیم احساس افتخار به ما دست می دهد زمانی که یکی از سرمایه ها به سرمایه نمادین تبدیل میشود ارزش آن بالاتر می رود یعنی ارزش اولیه را دارد و یک ارزش نمادین نیز به آن افزوده می شود. آزادی تخت جمشید میدان نقش جهان و ...نمونه ای از سرمایه های اقتصادی و فرهنگی هستند که تبدیل به سرمایه نمادین شده اند و استاد فرشچیان، علی دایی و... نمونه هایی از سرمایه های انسانی هستند که به سرمایه نمادین تبدیل شده اند. 
ارزیابی اقتصادی 
ارزیابی اقتصادی علاوه بر در در نظر گرفتن منافع مالی سایر منافع را نیز مد نظر قرار میدهد. بطور کلی انجام هر نوع فعالیتی، در برگیرنده مجموعه ای از هزینه ها و منافع ناشی از آن است. اما اینکه این هزینه ها و منافع کدامند امری کاملاً مطلق نیست. در واقع جهت پاسخ به این سؤال ابتدا بایستی پاسخ این سؤال را یافت: هزینه ها و منافع فعالیت از دید چه کسی است؟ برای این سؤال معمولاً دو پاسخ متفاوت وجود دارد ۱- از دید فردی (گروه یا مجموعه و...) که آن فعالیت را انجام می دهد .۲- از دید اجتماعی که از آن فعالیت متاثر میشود. تفاوت مورد در اینجا از آنجا ناشی میشود که بسیاری از فعالیتهایی که فرد در زندگی روزمره خود انجام می دهد علاوه بر هزینه ها و منافعی که برای خودش در بردارد هزینه ها و منافعی را نیز بر دیگران یا به اصطلاح بر جامعه تحمیل میکند در اصطلاح علم اقتصاد به این نوع هزینه ها و یا منافع اثرات جانبی گفته می.شود در واقع این اثرات عبارتند از تأثیراتی که یک فعالیت بر روی عناصر بیرونی بر جای میگذارد. واضح است که در حالت معمول انتظار نمی رود که فردی که فعالیت را انجام میدهد این نوع هزینه ها یا منافع را در محاسبات خود جای دهد به عنوان مثال اگر عبور و مرور یا رفت و آمد یک فرداز منزل خود تا یک مرکز خرید را در نظر گرفته شود برای این امر فرد بایستی به عنوان مثال هزینه وسیله نقلیه را بپردازد و از سویی با رفتن به آن مکان قسمتی از نیازهای خود را مرتفع مینماید و به این ترتیب منافعی نیز کسب میکند. اما اگر دقیق تر به این مسئله نگریسته شود پی برده میشود که رفت و آمد شما منجر به افزایش حجم ترافیک مسیر، افزایش آلودگی صوتی و هوایی و... نیز خواهد شد که به آن توجه نشده است اما به سایر افرادی که در آن  مسیر قرار دارند هزینه هایی تحمیل شده است. این هزینه ها قسمتی از اثرات جانبی فعالیت فرد هستند. البته این مثال فقط به هزینه های جانبی پرداخت در حالی که بسیاری از فعالیت ها در برگیرنده منافع جانبی نیز هستند. اگر مرکز خرید مثال قبل در نظر گرفته شود احداث این مرکز میتواند باعث رونق و شکوفایی فعالیت تاکسی هایی که در آن مسیر رفت و آمد میکنند گردد و به این ترتیب منافعی برای آنها ایجاد کند. در واقع نه تنها در فعالیت های مصرفی بلکه در فعالیتهای تولیدی نیز این اثرات قابل مشاهده هستند. نکته دیگری که در پاسخ به سؤال اول یعنی اینکه هزینه ها و منافع کدامند؟ باید در نظر گرفت این است که خود هزینه ها و منافع از منظر دیگری علاوه بر دید فرد، می توانند متفاوت باشند. از این منظر که آیا با دید حسابداری به آنها نگاه میشود و یا اینکه دیدگاه اقتصادی به این مسئله وجود دارد. دیدگاه حسابداری و اقتصادی به مسئله هزینه ها و منافع در بسیاری از موارد میتواند متفاوت باشد در واقع هزینه ها و منافع از دیدگاه حسابداری عبارتند از کلیه هزینه ها و منافعی که فرد به صورت آشکار با آنها روبرو است برای مثال هنگامی که فرد مغازه ای را اجاره می کند و در آن یک بنگاه معاملاتی برپا مینماید و خود به عنوان مدیر در آن مشغول به کار میشود هزینه هایی که آشکارا پرداخت میکند شامل اجاره، آب و برق و... می‌باشد و از سویی در نتیجه فعالیتی که انجام میدهد درآمدهایی کسب میکند. کلیه این هزینه ها و درآمدها در محاسبات حسابداری وارد میشوند و با کم کردن هزینه ها از درآمدها سود حسابداری ناشی از فعالیت به دست خواهد آمد. اما هزینه ها و درآمدهای اقتصادی و در نتیجه سود اقتصادی ناشی از هر فعالیت میتواند از مقادیر متناظر حسابداری، متفاوت باشد. در حقیقت هر فعالیتی علاوه بر هزینه ها و درآمدهای آشکاری که در بردارد ممکن است در برگیرنده مجموعه ای از هزینه و درآمدهای غیر آشکار و یا به اصطلاح ضمنی نیز گردد. هزینه ها و درآمدهای ضمنی عبارتند از آنچه که فرد آشکارا نمی پردازد یا دریافت نمی کند اما عملاً و در واقعیت متحمل آن میگردد برای روشن شدن موضوع مثال قبل در نظر گرفته می شود. مغازه ای اجاره شده و فرد به عنوان مدیر در آن مشغول به کار است اگر دقت شود ملاحظه میشود که فرد میتوانست به جای مدیریت فعالیت خود به انجام کاری دیگر بپردازد. برای مثال به استخدام فرد دیگری درآمده و برای او انجام خدمت کند و در عوض این امر حقوق و دستمزدی را دریافت دارد که در حال حاضر که در فعالیت خود مشغول است از آن محروم شده است. بنابراین غیر آشکارا هزینه های فرد تحمیل گردیده است هزینه کلیه دارایی های شخصی فرد جزء هزینه های ضمنی هستند و در محاسبات اقتصادی بایستی مد نظر قرار گیرند. اما در این مورد یک نکته اساسی وجود دارد؛ اگر فرد به عنوان مدیر فعالیت خود مشغول نمی شد، فعالیت های مختلفی پیش رو داشت که میتوانست انجام دهد و از انجام هر کدام درآمدهای متفاوتی کسب کند حال سؤالی که پیش می آید این است که کدام یک از این درآمدها را باید به عنوان هزینه ضمنی در محاسبات وارد نمود؟ برای پاسخ به این سؤال نیاز به آشنایی با یک اصطلاح دیگر در علم اقتصاد است از بین کلیه حالت های ممکن که در ازای یک انتخاب فرد از دست داده است در این مثال کلیه درآمدهای ممکنی که در ازای انتخاب مدیریت بر فعالیت خود از دست داده است و در اصطلاح اقتصادی هزینه های فرصت گفته میشود آنچه که باید در محاسبات لحاظ گردد هزینه های فرصت فعالیتش است بنابراین به طور خلاصه می توان گفت که هزینه های اقتصادی علاوه بر اینکه در برگیرنده هزینه های حسابداری هستند شامل هزینه های ضمنی نیز میگردند و در صورت وجود هزینه های ضمنی واضح است که هزینه های اقتصادی بیش از هزینه های حسابداری هستند. در این حالت سود اقتصادی ناشی از فعالیت از سود حسابداری کمتر خواهد بود .

در پایان این مطلب حائز اهمیت است که در دنیای امروز موسیقی به عنوان یک صنعت بزرگ در عرصه هنر و دارای اقتصاد خرد و کلان بوده و سهم به سزائی در امور اقتصادی و مالی جامعه دارد که تأثیر آن در زندگی امروزی پررنگ می باشد. این مقاله در مقاله بعدی در این خصوص تحقیقات بیشتری صورت گرفته و با مطالب بیشتر در اختیار رسانه ها قرار خواهد گرفت.