علیرضا یوسفی: هنر، زبان روایت هویت و ایستادگی مردم ایران است
در ادامه سلسله گفتوگوهای «هنرمند جانفدا، هنر جاودانه»، طراح گرافیک و مدیر هنری از نقش هنر در روایت هویت ملی، مسئولیت اجتماعی هنرمندان و تأثیر فرهنگ و تاریخ ایران بر آثار هنری سخن گفت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هنر اصفهان، در ادامه سلسله گفتوگوهای «هنرمند جانفدا، هنر جاودانه» این بار با علیرضا یوسفی، طراح گرافیک و مدیر هنری، درباره مسیر فعالیت هنری، نقش هنر در بازنمایی هویت ملی و مسئولیت هنرمندان در بزنگاههای اجتماعی به گفتوگو نشستهایم.
لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید فعالیت هنریتان را از چه زمانی و چگونه آغاز کردید؟
من علیرضا یوسفی هستم، طراح گرافیک و مدیر هنری. بیش از ده سال است که به صورت حرفهای در حوزه گرافیک فعالیت میکنم و تمرکز اصلی کارهایم بیشتر بر طراحی هویت بصری، برندینگ و پوستر بوده است. البته همیشه سعی کردهام نگاهم را محدود به یک شاخه خاص نکنم، چون معتقدم گرافیک حوزهای گسترده از روایت، تصویر و ارتباط است و هر تجربه تازه میتواند نگاه یک طراح را عمیقتر کند.
تحصیلات دانشگاهی من در رشته شیمی محض در دانشگاه صنعتی اصفهان بوده، اما علاقه به تصویر و طراحی از سالها قبل در من شکل گرفته بود و به مرور مسیر جدی زندگی حرفهایام شد. همین علاقه باعث شد در کنار فضای آکادمیک و دانشگاهی گرافیک، این حوزه را به شکل جدی دنبال کنم و در دورهها و کارگاههای آموزشی اساتید برجسته گرافیک کشور حضور داشته باشم. بخش مهمی از نگاه حرفهای من در همین مسیر یادگیری، تجربه و کار عملی شکل گرفت.
در طول این سالها با مجموعههای مختلفی همکاری داشتهام؛ از آژانسهای تبلیغاتی و مجموعههای فرهنگی گرفته تا شرکتهای صنعتی. این تجربهها کمک کرد تا با نیازها و مخاطبان متنوعتری در طراحی مواجه شوم و گرافیک را نه فقط به عنوان تولید تصویر، بلکه به عنوان ابزاری برای ایجاد ارتباط و روایت معنا ببینم.
برای من گرافیک صرفاً یک حرفه نیست؛ بیشتر زبانی است برای بیان دغدغهها و روایت نگاه انسان به جهان اطرافش. به همین دلیل همیشه تلاش کردهام در کنار توجه به زیبایی بصری، به مفهوم، احساس و اثرگذاری تصویر هم فکر کنم.
به نظر شما «هنرمند وطندوست و ایراندوست» چه ویژگیهایی دارد؟ و نمونه بارز ایراندوست از نظر شما چه کسی است؟
به نظرم هنرمند وطندوست کسی است که نسبت به سرنوشت مردم و سرزمینش بیتفاوت نباشد. یعنی هنر برای او فقط ابزار دیده شدن یا فعالیت فردی نباشد، بلکه بتواند در بزنگاههای مهم اجتماعی و تاریخی کنار مردمش بایستد و سهم خودش را ایفا کند.
ایراندوستی از نگاه من صرفاً یک احساس احساسی یا شعاری نیست؛ بیشتر نوعی مسئولیت است؛ اینکه هنرمند بتواند هویت، فرهنگ، تاریخ و حتی دردهای مردمش را بفهمد و صادقانه بازتاب دهد.
اگر بخواهم نمونهای را نام ببرم، به نظرم بسیاری از هنرمندان متعهد این سرزمین در دورههای مختلف مصداق این نگاه بودهاند؛ از هنرمندانی که در دوران دفاع مقدس روایتگر مردم بودند تا کسانی که امروز بدون چشمداشت برای هویت و روایت ایران اثر تولید میکنند. برای من هر هنرمندی که در زمانه خودش کنار مردمش بایستد، یک هنرمند ایراندوست است.
از نگاه شما، هنر چه نقشی در معرفی هویت ملی، دینی و فرهنگی و همچنین تقویت مفهوم ایران قوی دارد؟
هنر شاید یکی از مؤثرترین ابزارها برای انتقال هویت باشد، چون برخلاف بسیاری از رسانهها مستقیماً با احساس و حافظه مردم ارتباط برقرار میکند. خیلی وقتها یک تصویر، یک پوستر یا حتی یک نماد تصویری میتواند مفهومی را منتقل کند که شاید دهها متن نتوانند همان اثر را داشته باشند.
وقتی درباره «ایران قوی» صحبت میکنیم، به نظرم فقط درباره قدرت نظامی یا سیاسی حرف نمیزنیم؛ بخش مهمی از قدرت یک ملت در هویت فرهنگی و انسجام ذهنی و عاطفی مردم آن شکل میگیرد. هنر میتواند این پیوند را تقویت کند؛ میتواند تاریخ، فرهنگ، قهرمانان، آیینها و حتی رنجها و مقاومت یک ملت را به زبان قابل لمس برای نسل امروز روایت کند.اگر هنر بتواند صادقانه و عمیق به هویت ایرانی و اسلامی بپردازد، خودش به بخشی از قدرت نرم کشور تبدیل میشود.
فرهنگ، تاریخ، آیینها و میراث جاودانه از خودگذشتگی چه تأثیری بر نگاه و آثار هنری شما داشتهاند؟
من فکر میکنم هیچ هنرمندی جدا از حافظه تاریخی و فرهنگی سرزمینش شکل نمیگیرد. طبیعتاً بخش زیادی از نگاه و دغدغههای من هم تحت تأثیر همین فضا بوده است؛ از فرهنگ عاشورا و مفهوم ایستادگی گرفته تا روایتهایی که در تاریخ معاصر ایران از مقاومت و فداکاری دیدهایم.
این مفاهیم برای من فقط سوژه نیستند؛ بیشتر نوعی جهانبینیاند. وقتی با چنین میراثی زندگی میکنید، ناخودآگاه در آثارتان هم رد آن دیده میشود؛ چه در انتخاب سوژه، چه در نوع روایت و حتی در لحن تصویر.
بهخصوص در سالهای اخیر احساس میکنم مسئله «روایت انسان» برایم پررنگتر شده است؛ اینکه پشت هر اتفاق تاریخی یا اجتماعی، انسانهایی با احساسات، دلتنگیها و امیدهای واقعی حضور دارند. شاید به همین دلیل در بعضی آثارم بیشتر به وجه انسانی و عاطفی ماجرا نزدیک شدهام.
به نظر شما ماندگارترین تصویر در جنگ رمضان چه بود؟
به نظرم ماندگارترین تصویر فقط یک قاب مشخص نبود؛ بیشتر مجموعهای از تصاویر مردمی بود که در ذهنها ماند. تصاویری از همدلی، ایستادگی و در عین حال داغی که مردم تجربه کردند.
اما اگر بخواهم شخصیتر بگویم، برای من بعضی تصاویر مربوط به مردم عادی خیلی ماندگار شد؛ لحظههایی که نشان میداد در دل بحران، هنوز زندگی، تعلق و امید جریان دارد. چون معمولاً آن چیزی که در حافظه تاریخی ملتها باقی میماند فقط تصویر درگیری نیست، بلکه تصویر انسانهایی است که در آن شرایط چگونه ایستادند و معنا ساختند.
به نظر شما هنرمندان چگونه میتوانند در تقویت امید، همبستگی فرهنگی، خودباوری اجتماعی و اتحاد مردم نقشآفرین باشند؟
به نظرم مهمترین کاری که هنرمند میتواند انجام دهد، ساختن روایتهای صادقانه و امیدبخش است؛ نه امیدِ مصنوعی و شعاری، بلکه امیدی که از دل واقعیت و تجربه مردم بیرون بیاید.
هنرمند میتواند نقاط مشترک مردم را یادآوری کند؛ چیزهایی که فراتر از اختلافها، همه را کنار هم نگه میدارد. هنر این توانایی را دارد که حس تعلق جمعی ایجاد کند و به مردم یادآوری کند که بخشی از یک حافظه و هویت مشترک هستند.
در شرایط بحرانی حتی یک تصویر یا اثر کوچک هم میتواند روی روحیه جامعه اثر بگذارد. من خودم بارها دیدهام که یک پوستر یا تصویر اگر بهموقع و درست منتشر شود، میتواند احساس همدلی و اتحاد ایجاد کند و مردم را وارد یک گفتوگوی مشترک کند.
به عنوان یک هنرمند، چه ویژگیهایی از «ایران قوی» بیش از همه الهامبخش شما بودهاند؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، بیش از هر چیز روحیه مقاومت و زنده بودن مردم ایران برایم الهامبخش بوده است؛ اینکه این ملت در دورههای مختلف، با وجود همه فشارها و سختیها، دوباره خودش را بازسازی کرده و ایستاده است.
در کنار آن، پیوند عمیق فرهنگی و تاریخی مردم ایران برایم بسیار الهامبخش است. ما سرزمینی هستیم که هم ریشه تاریخی عمیقی داریم و هم سرمایه انسانی و فرهنگی بزرگی. این ترکیب هویت تاریخی، ایمان، خانواده و حس تعلق ملی چیزی است که بارها در آثارم به آن فکر کردهام.
در پایان اگر پیامی برای علاقهمندان هنر و عاشقان وطن دارید، بفرمایید.
فکر میکنم امروز بیشتر از هر زمان دیگری، هنر نیازمند صداقت و مسئولیت است. به علاقهمندان هنر میگویم که فقط به تکنیک فکر نکنند؛ مهم است که هنرمند بتواند جهان اطرافش را ببیند، درد مردمش را بفهمد و نسبت به زمانه خودش بیتفاوت نباشد.
و برای عاشقان وطن هم فکر میکنم مهمترین مسئله این است که ایران فقط یک جغرافیا نیست؛ مجموعهای از مردم، خاطرهها، فرهنگ و هویت مشترک ماست. هر کسی در هر جایگاهی میتواند سهم کوچکی در حفظ و بهتر شدن این خانه مشترک داشته باشد.
گفتوگو و تنظیم:
الهام فدایی
خبرنگار و سردبیر پایگاه خبری تحلیلی هنر اصفهان